سيد جعفر سجادى
1694
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
هر كه خواهد ولايت تجريد * وانكه جويد بدايت توحيد بر در شه گداى نان خواهد * باز عاشق غذاى جان خواهد عاشقان جان و دل فدا كردند * ذكر او روز و شب خدا كردند و مجاهدت با نفس بسى دشوارتر است تا جهاد با دشمن در ميدان نبرد ، و ثمرهء مجاهدت تقرب به حق و قذف انوار ربانى است در دل مجاهد و آن بر چند قسم است كه عبارت از « مجاهدة الكشف و الاطلاع و مجاهدة القلب و مجاهده الاستقامة و مجاهده التقوى » مُجْتَث - ( اصطلاح ادبى ) اسم مفعول از اجتثاث يعنى استيصال و در عروض اطلاق بر بحرى شود و آن بحر مستفعلن فاعلاتن باشد چهار مرتبت . ( از كشاف ص 211 ) . مُجْتَهِد - يعنى كوششكننده و ساعى در كار و در شرع كسى است كه در اثر آموختن مبادى دين و علوم فقه بمرتبهء رسيده باشد كه بتواند احكام شرعى و فرعى را باستناد ادله و مأخذ استخراج و استنباط كند و مجتهد مطلق كسى است كه قوه و ملكهء استنباط تمام مسائل شرعى را داشته باشد در مقابل مجتهد متجزى رجوع شود به تجزى ، اجتهاد ، متجزى و رجوع شود به ( قوانين ج 2 ص 136 ، 244 ، موافقات ج 4 ص 173 - كشاف ص 219 ) . و بالجمله : اجتهاد در لغت تحمل مشقت باشد و مجتهد كسى است كه او را ملكه استنباط احكام شرعيه باشد و يا كسى است كه او را قدرت استنباط احكام شرعيه باشد باستناد ادلهء اربعه و بالجمله اجتهاد استفراغ وسع فقيه است در تحصيل ظن به حكم شرعى و فقيه كسى است كه در اثر ممارست و كسب معلومات مقدماتى و غور و خوض در احكام و مسائل دينى و اخبار متكفل بيان احكام باستناد ادلهء مربوطه ، مسائل حلال و حرام دينى را دريابد و بدان عمل كند ، مقدمات اجتهاد علم عربيت ، معانى و بيان ، منطق ، علم دراية الحديث ، اصول و كتب فقهيه استدلاليه ، اخبار و آيات مربوط به احكام است كه سرانجام موجب حصول ملكهء شود كه بتواند رد الفرع الى الاصول كرده و مسائل را دريابد پس مراد از فقيه كسى است كه صاحب استعداد و قابليت باشد براى فيضان علم به احكام شرعيه فرعيه بسبب آنكه عالم بمبادى و ادله بوده و علاوه داراى قوت قدسيه باشد چنين شخص از جهت آنكه رد فرع باصل مىكند مجتهد نامند و عمل او را اجتهاد و از جهت حصول علم براى او فقيه باشد پس فقه عبارت از علم به احكامى است كه ناشى از ادله خاص باشد و اجتهاد استنباط احكام باشد از ادله و استنباط مقدم بر علم باشد . آنچه از راه اجتهاد بدست آيد گاه ظنى است و گاه قطعى و در هر صورت بر مجتهد حجت باشد و همين طور بر كسانى كه از آن مجتهد تقليد مينمايند زيرا مفروض اين است كه باب علم مسند است و بدين جهت ظن جانشين علم مىشود رجوع بانسداد باب علم و حجيت ظن و